خرید بک لینک
این آهنگ تازگیا عمیقا غمگین و مبهوتم میکنه. قبلا شنیده بودمش و دوستش داشتم، ولی به متنش توجه نکرده بودم، چند روز قبل اتفاقی به موزیکویدئوش رسیدم که به نظرم محشر بود. بعدش یکی توی کامنتهاش متنش رو دیدم، و دیگه یکی از کارهای محبوبم این شده که همزمان با پخش شدن آهنگ متنش هم بخونم و منتظر بمون

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 20:22

چیزها,یی که در مورد تهران دوست نداشتم، داره یادم میاد؛ تاکسیهاش و هر لحظه برای یک چیزی پول دادن و گاهی اوقات فرساینده بودنش. ولی موضوع اینه که من از حالت توی خوابگاه بودن خوشم میاد. از این که به حال خودم رها باشم. توی تختم عصرونه بخورم و همزمان سریال ببینم و از کل دنیا جدا باشم. این که با هیچ فردی

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 20:22

پیارسال که یک بار برای یک ماه تهران بودم,، توی راه برگشت به مشهد با این که کوپهی خواهران رزرو کرده بودم، یک پسری توی کوپهام بود. مامور قطار هم همون اول بلندش کرد و بردش یک جای دیگه، و منم منتظر این بودم که یک نفر دیگه بیاد به جاش. در نهایت هیچکس نیومد. واقعا نمیفهمم چه اتفاقی در ذهن من افتاد که ن

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 20:22

صفحه بندی